چطور بدون سحر و جادو، ذهن مخاطبینت را تسخیر خودت کنی؟


این سناریو رو تصور کن: با کلی ذوق و شوق یک سایت با طرحی شگفت‌انگیز طراحی می‌کنی، محصولاتت را وارد سایت می‌کنی و سرعتش را بهینه می‌کنی و …

 

بعد از آن در یک آژانس تبلیغاتی مثل صباویژن چند میلیون تومان تبلیغ‌ می‌‌دهی تا به فروش رویایی‌ات برسی. بعد منتظر می‌شوی تا اس ام اس‌‌های حساب‌بانکی‌ات را ببینی (وعده‌هایی که اکثر مدرسان کسب‌و کار اینترنتی می‌دهد).

 

شاید هم یک لیست آرزوها داری که با این پولی که قرار است به حسابت بیاید چیزهایی که دوست داری را بخری.  و در نهایت …

 

با کلی استرس و ذوق کمپین را استارت می‌زنی

 

و یک نفس راحت می‌کشی. بلاخره این همه سختی برای طراحی سایت و تولید و … تمام شد.

 

10 دقیقه می‌گذرد … یک ساعت … و همینطور زمان می‌گذرد و هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به خودت می‌گویی احتمالا یکم دیگر باید صبر کنم تا مخاطبین اعتماد کنند.

 

یک هفته می‌گذرد و کل بودجه تبلیغاتی‌ات صفر می‌شود. تنها اتفاق مثبتی که می‌افتد این است که 30 نفر در لیست ایمیلی‌ات جمع می‌شوند ولی هیچ‌کدام از آن‌ّها از تو خرید نمی‌کنند. (حالا بماند کسانی که مستقیما به صفحه محصول لینک می‌دهند)

 

پس وعده‌هایی که دادند کجا رفت؟! پس چرا اس ام اس‌های بانک نمی‌آید؟

 

تو تنها نیستی …

 

این داستان، یکی از ده‌ها مثالی است که شخص کل بودجه تبلیغاتی‌اش را از بین برده و تصور می‌کند اشکال از آژانس تبلیغاتی‌اش است. اگر تو هم چنین مشکلی داری این مقاله دقیقا برای تو نوشته شده است.

 

این مشکل برای خیلی‌ها اتفاق افتاده است و دلایل زیادی دارد اما در این مقاله می‌خواهم فقط به ۲ دلیل اصلی آن اشاره کنم.

 

نکاتی که در ادامه می‌گویم صرفا برای کمپین تبلیغاتی و فروش نیست. اگر این قوانین را رعایت کنی مثل جادوگرها، می‌توانی مخاطبینت را مجاب به هر کاری کنی.

 

فرقی نمی‌کند هدف تو وارد کردن ایمیل‌شان در سایتت باشد یا اینکه کتاب رایگانی که گذاشتی را دانلود کنند.  آن ۲ دلیلی که باعث میشد نرخ تبدیل به شدت پایین بیاید چیست؟

 

دلیل اول: تبلیغ‌نویسی ضعیف

 

یک نگاه به این تبلیغ‌ها بنداز …

 

 

 

چرا هیچ‌کدام آن‌ها آنقدر جذاب نیست که بلافاصله روی آن کلیک کنی؟ پاسخ ساده است: هیچ‌کدام آن‌ها تیتر درستی ندارند.

اگر نتوانی تیتری بنویسی که مخاطب را کنجکاو کند باید فاتحه کمپین‌ات را بخوانی.

 

اینکه چطور یک تیتر عالی بنویسی خودش یک بحث مفصل دارد که ترجیح می‌دهم در یک مقاله دیگر به آن بپردازم. اما تصور کنیم توانسته‌ای با یک تیتر عالی توجه مخاطبت را جلب کنی.

 

بعد او را وارد یک لندینگ پیج می‌کنی تا آدرس ایمیل‌شان را وارد کنند. وقتی در لندینگ پیج یک مزیت به او دادی (فرقی نمی‌کند که کتاب رایگان باشد یا ویدیو) او دقیقا همان‌کاری را می‌کند که از او می‌خواهی.

اما هنوز یک چیز دیگر باقی مانده. تو باید دقیقا باید بگویی چکار کند چون مخاطب کمی گیج است!

 

شاید بپرسی منظورت چیست؟

 

دقت کردی وقتی کسی برای مهمانی به خانه‌مان می‌آید، سوال می‌کند که دستشویی کجاست؟ و ما تعجب می‌کنیم چرا این سوال را می‌پرسد!

اما وقتی لازم باشد، بدون اینکه فکر کنیم، از روی عادت به دستشویی می‌رویم.

 

دلیلش این است که این کار را بارها و بارها انجام داد‌ه‌ایم و این کار تبدیل به عادت شده و وقتی هم خودت مهمانی می‌روی، دقیقا این سوال را می‌پرسی.

 

این اتفاق دقیقا برای سایت می‌افتد. چون سایت را هر روز بررسی می‌کنیم با همه‌ی قسمت‌های آن آشنایی داریم. ولی کسی که برای اولین بار وارد سایت ما می‌شود اصلا نمی‌داند باید چکار کند.

 

تو دقیقا مثل میزبان باید قدم به قدم او را راهنمایی کنی.

 

اما چطور؟

 

اگر می‌خواهی در ازای دادن ایمیل، یک کتاب را دانلود کنند یا هر چیز دیگر، دقیقا باید به آن‌ها بگویی؛

  • چرا باید این کار را انجام دهند؟
  • چطور می‌توانند این کار را انجام دهند؟
  • چه سودی برای آن‌ها دارد؟

 

نه اینکه فقط مثل زیر یک فرم ایمیل قرار دهی و تمام!

 

 

این مثال را اتفاقی از یک سایت پیدا کردم. مهم‌ترین مشکل این فرم این است که هیچ وعده‌ای به مخاطب نمی‌دهد.

وارد کردن ایمیلت در این فرم اصلا چه سودی برایت دارد؟

 

فرم اصلاح شده:

 

 

من در این فرم از هیچ گرافیک و المان عجیب و غریبی استفاده نکردم، تنها کاری که کردم تغییر دادن کلمات این فرم بود.

 

اگر تبلیغ‌نویسی بلد نباشی حتی اگر زیباترین فرم دنیا را هم طراحی کنی، باز هم این کلمات هستند که مخاطب را ترغیب می‌کند نه گرافیک و المان.

 

دلیل دوم: شلوغی بیش از حد

 

 

بعضی از وبمسترها سایتشان را بازار شام اشتباه می‌گیرند، زمانی که شخص وارد لندینگ پیجت می‌شود فقط باید بتواند یک کار را انجام دهد.

 

تصور کن به خانه یک آدم پولدار رفته‌ای …

 

و تو نیم ساعت بعد از صرف یک شام بی‌نظیر  می‌گویی دستشویی کجاست؟

 

و او در جواب می‌گوید ما ۳ تا دستشویی داریم، یکی ابتدای راهرو سمت راست. یکی در حیاط خانه. یکی هم در طبقه دوم سمت چپ کنار میز تلفن.

 

یک بار هم به خانه دوستت می‌روی که خانه‌ی معمولی‌تری دارد و او می‌گوید: در راهرو، اولین در، دستشویی هست.

 

در کدام حالت سریعتر به آرامش می‌رسی؟!

 

البته که حالت دوم. بنابراین در صفحات مهمی مثل لندینگ پیج، همه‌ی چیزهای مزاحم را حذف کن. هدر، فوتر، سایدبار، لینک‌ها و …

 

اگر این ۲ نکته را رعایت کنی به تو اطمینان می‌دهم به طرز شگفت‌انگیزی نرخ تبدیلت شدیدا افزایش پیدا می‌کند.

 

نکته بسیار مهم و حیاتی:

بعد از آماده‌سازی کمپین، تک تک مراحل را تست کن

 

شخصی را می‌شناسم که هر ۲ نکته‌ی این مقاله را رعایت می‌کرد اما بعد از یک هفته، 500 هزار تومان بودجه تبلیغاتی‌ات صفر شد، بدون حتی یک فروش.

 

آن هم فقط به دلیل یک ایراد ساده:

 

فرم دریافت ایمیل درست کار نمی‌کرد و هیچکس از او خریدی نکرد و تمام بود‌جه‌اش صفر شد.

 

بعد از آماده‌سازی کمپین، آن را به دیگران نشان بده. آیا آن‌ها ترغیب می‌شوند که ایمیلشان را وارد کنند؟ می‌توانند به سادگی این کار را انجام دهند یا اینکه گیج می‌شوند؟ آیا همه چیز به درستی کار می‌کند؟

 

مهم تر از همه: آیا ترغیب می‌شوند همین الان محصولت را بخرند؟ یا اینکه صرفا می‌گویند: اره تبلیغ جالبیه! 

 

امیدوارم مثل یک دوست با این مقاله بتوانم اندکی مسیر رسیدن به رویاهایت را ساده‌تر کنم.

بهترین چیزی که می‌تواند حال مرا خوب کند این است که کامنت بزاری با رعایت این نکته، به این نتایج رسیدم.

 

هیچ‌چیز به اندازه‌ی نتایج تو مرا شگفت‌زده نمی‌کند.

 

بهترین‌ها را برایت آرزو دارم. موفق باشی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *