۵ اشتباه فاحش کمپین تبلیغاتی صبانت

دقت کرده‌ای بعضی از افراد نابغه می‌توانند غیرممکن‌ترین کارها را از نظر دیگران انجام دهند اما وقتی نوبت به کارهای ساده می‌رسد، طوری گیج می‌شوند و اشتباهاتی انجام می‌دهند که از نظر هر کسی خنده‌دار است.

 

من هم الان دقیقا چنین احساسی دارم. وقتی کمپین تبلیغاتی صبانت را بررسی می‌کردم تصمیم گرفتم خودکشی کنم.

 

این کمپین تبلیغاتی تیتر و پیشنهاد فوق‌العاده‌ای داشت اما وقتی وارد صفحه فرود شدم با چند فاجعه مواجه شدم.

 

به خودم گفتم ای کاش آنقدر که به تبلیغات اهمیت می‌دهند، برای اثربخشی آن تبلیغ هم حساسیت به خرج می‌دادند.

 

و خب چه چیزی بهتر از اینکه نکاتش را در این مقاله بگویم تا اگر شخص دیگری تصمیم داشت کمپینی طراحی کند، این اشتباهات فاحش را انجام ندهد.

 

کمپین تبلیغاتی به‌صورت بنری برای موبایل‌ها طراحی شده بود:

 

 

اشتباه اول صبانت: قرار دادن ۲ دعوت به اقدام در تبلیغ

 

 

در انتهای این فایل گیف، دو دعوت به اقدام یا همان Call To Action  قرار داده شده است.

  1. کلیک کنید
  2. مرکز تماس کشوری 1524

 

در انتهای هر نوع تبلیغ آنلاین فقط باید یک انتظار از مخاطب را داشته باشیم و آن چیزی نیست جز کلیک کردن.

برای همین مرکز تماس کشوری 1524 نباید در این مرحله قرار بگیرد. این دعوت به اقدام زمانی استفاده می‌شود که مخاطب روی تبلیغ کلیک کرده و الان می‌خواهد سرویس مد نظرش را سفارش دهد.

 

نکته اضافه: مرکز تماس کشوری کمی نامفهوم است. طراح تبلیغ دقیقا می‌داند درباره‌ی چه چیزی صحبت می‌کند، اما نباید انتظار داشته باشیم، مخاطبین هم به همان اندازه حرف‌هایمان را می‌فهمند!

 

پس بجای مرکز تماس کشوری بهتر بود نوشته شود: همین الان با شماره 1524 تماس بگیرید و سرویس مدنظرتان را سفارش دهید (البته همانطور که گفتم این مورد در لندینگ پیج نوشته می‌شود نه تبلیغ بنری)

 

اشتباه دوم: قرار دادن محتوای لندینگ پیج در یک عکس!

 

کمپین صبانت

 

محتوای لندینگ پیج در قالب یک عکس برای موبایل طراحی شده است. اگر همین تبلیغ را در کامپیوتر باز کنیم با یک عکس فشرده شده مواجه می‌شویم.

 

این یعنی شرکت صبانت تصمیم گرفته‌ است برای کابران کامپیوتر یک تبلیغ جداگانه طراحی کند و همین یعنی هدر دادن بودجه تبلیغاتی.

 

اگر محتوای این تبلیغ به‌صورت ریسپانسیو طراحی میشد نیازی به ۲ تبلیغ جداگانه نبود.

 

اشتباه سوم: درخواست برای ازدواج در اولین آشنایی!

 

تصور کن اصغر در یک ایستگاه اتوبوس نشسته است. ناگهانی آن طرف خیابان یک خانم جذاب به اسم شهلا را می‌بیند. اصغر بعد از سلام کردن می‌گوید خب کی بریم ازدواج کنیم!

 

 

خنده دار بود؟

 

بله! و این دقیقا چیزی است که اتفاق افتاده. اکثر افراد سعی دارند از همان ابتدا محصول را بفروشند. خب این غیرممکن است!

 

اگر بخواهم دقیق‌تر صحبت کنم، به‌جای اینکه از همان ابتدا پکیج‌هایمان را معرفی کنیم، بهتر بود؛

 

  •  ابتدای لندینگ پیج بیشتر در مورد تیتر تبلیغ صحبت می‌شد (۱۰۰۰ گیگ – ۲۵ هزار تومان)
  • اینکه برند صبانت چه تفاوتی با دیگر رقبایش دارد
  • اینکه چرا همین الان باید از این پیشنهاد ویژه استفاده کنند (بعدا چه فرصتی را از دست می‌دهند؟)

 

اشتباه چهارم: شکنجه کردن مخاطب

 

 

شما باید ۵ صفحه متوالی جلو بروید تا بلاخره بتوانید به صورت آنلاین ثبت نام کنید!

 

من روی ثبت نام آنلاین کلیک کردم و بعد از آن وارد صفحه‌ی انتخاب استان شدم. بعد از انتخاب استان این پیام ظاهر می‌شود:

 

 

خب روی ادامه کلیک می‌کنم و برای اولین ورودم از کد ملی استفاده می‌کنم.

 

جالب اینجاست وقتی کد ملی را وارد کردم با این خطا مواجه شدم:

 

 

 

فکر می‌کنید وقتی مخاطب چنین خطاهایی ببیند چه کار می‌کند؟

 

بستن صفحه و این یعنی سوزاندن بودجه تبلیغاتی

 

 

خطای ناشی شده به دلیل تجربه کاربری ضعیف این سایت است. در واقع شما باید ثبت نام کنید تا بتوانید از کد ملی استفاده کنید.

 

جالب‌تر از آن زمانی بود که همه‌ی اطلاعاتم را وارد کردم اما به دلیل یک خطای فنی سیستمی، ثبت‌نام انجام نشد!

 

یکی از مهم‌ترین قانون‌های فروش اینترنتی این است که فرایند خرید را بسیار ساده کنیم. طوری مخاطب برای سفارش دادن گیج نشود.

 

بهتر بود کل عملیات ثبت‌نام در ۲ مرحله خلاصه میشد.

  • لندینگ پیج اول برای معرفی صبانت و سرویس‌ها
  • لندینگ پیج دوم برای ثبت‌نام سریع

 

اشتباه پنجم: شلوغی لندینگ پیج

 

 

همیشه برای لندینگ پیج‌ها باید از یک صفحه جداگانه استفاده کنیم. فراموش نکنیم که هر لندینگ پیج فقط یک دعوت به اقدام باید داشته باشد.

 

برای همین، تک تک المان‌هایی که باعث گیج شدن مخاطب می‌شود باید حذف شود.

 

 

جمع‌بندی:

تبلیغات می‌تواند سودآور باشد به شرط اینکه اصولی انجام شود. این تبلیغ با پیشنهاد خوبی آغاز شد اما ایرادات فنی و تجربه کاربری آن باعث می‌شود کاربر به کلی از خرید کردن منصرف شود.

 

در این مقاله درباره‌ی ۳ دلیل کم بودن فروش سایت صحبت کردم. در دلیل دوم بیشتر در مورد سختی فرایند خرید و راه‌حل آن صحبت کردم، پینشهاد می‌کنم آن مقاله را نیز بخوانی.

نقد و بررسی و بهبود صفحه محصول دوره عشق و مودت حسین عباسمنش

در این نقد و بررسی می‌خواهم یکی از دوره‌های سید حسین عباسمنش را نقد و بررسی کنم.
اگر تا انتهای متن با من همراه باشی به تو قول می‌دهم نکاتی جالبی را می‌بینی که کمتر جایی در مورد آن صحبت می‌شود.

 

چیزی که الان می‌خواهم بگویم یکی از نکات پیشرفته علم UX writing  است. من یک اسکرین شات از صفحه محصول به‌صورت دورنما (Ultra Zoomout) قرار داده‌ام:

 

 

اینجاست که علم شیرین تبلیغ نویسی با تجربه کاربری ترکیب می‌شود. خوب به این تصویر نگاه کن. از فاصله دور چه چیزی توجهت را جلب می‌کند؟

 

هیچی، درسته؟

 

صفحه محصول حتی از دور باید جذاب به‌نظر برسد و مخاطب را کنجکاو کند

 

در صفحه محصولی که نقد و بررسی می‌کنیم (که اکثر 99٪ صفحه محصول‌های ایرانی هم همینطور است) متن‌های پشت سر هم آمده است.

 

هیچ زیرتیتری در آن دیده نمی‌شود. از هیچ گرافیکی استفاده نشده تا چشم را درگیر خودش کند.

 

این صفحه را با دقت نگاه کن

 

این لندینگ پیج کتاب رایگانی است که به تازگی منتشر کرده‌ام. اگر خوب دقت کنی از فاصله دور ۳ نقطه به ترتیب دیده می‌شوند.

 

شاید با خودت بگویی چه فایده‌ای دارد که از فاصله دور توجه را جلب کنیم؟ چه کسی صفحه محصول را اینطوری می‌خواند؟

 

احتمالا با خودت می‌گویی من دیوانه هستم مگر نه؟

 

اما نکته اینجاست: وقتی کسی برای اولین بار وارد یک صفحه محصول می‌شود از خط اول شروع به خواندن نمی‌کند و همه‌ی آن را خط به خط نمی‌خواند.

 

مخاطب اول از همه کل صفحه محصول را تا انتها اسکرول می‌کند تا بفهمد آیا این صفحه ارزش خواندن دارد یا خیر؟ (در واقع صفحه را اسکن می‌کند)

 

وقتی کل صفحه محصول متن‌های پشت سر هم باشد، قاعدتا نکات اصلی صفحه محصول هم خوانده نمی‌شود.

 

برای همین باید تلاش کنیم: زمانی که مخاطب در حال اسکرول کردن است، بارها و بارها توجهش را جلب کنیم تا در قدم اول خواندن کامل صفحه محصول قطعی شود.

 

باید با حساسیت این مورد را در صفحه محصول پیاده کنیم چون این اسکن بسیار سریع انجام می‌شود.

 

خب حالا چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

 

  • استفاده از باکس‌های رنگی (مثل اسکرین شاتی که یک باکس مشکی داشت)
  • استفاده از عکس و ویدیو
  • هایلایت کردن قسمت‌های مهمی که می‌خواهیم حتما خوانده شود، مثل همین‌جا
  • استفاده از بولت‌ها مثل همینجا، چون بولت‌ها نسبت به جملات معمولی راحت‌تر خوانده می‌شوند

 

و استفاده از زیر تیترها، برای ساده‌تر کردن متن، درست مثل اینجا

 

وقتی از این موارد در صفحه محصول استفاده کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که صفحه محصولمان حتما خوانده می‌شود.

 

برای همین من برای هر پروژه‌ام از یک پالت رنگی اختصاصی متناسب با آن برند و محصول استفاده می‌کنم.

 

تیتر صفحه محصول:

 

آیا دوست دارید با فرد دلخواهتان روابط عاشقانه و ایده آلی را آغاز و در رابطه‌ای سراسر عشق و آرامش زندگی کنید؟

 

تکنیک سوال، یکی از روش‌های جذاب و متداول نوشتن تیتر است چون می‌تواند شرایط را کاملا برای مخاطب تصویر سازی کند.

 

استفاده از کلمه فرد دلخواهتان به این تیتر قدرت می‌دهد چون این فرد دلخواه برای هر کسی فرق می‌کند و شخص می‌تواند شخص مد نظرش را در ذهنش تصور کند.

 

اما ضعف این تیتر اینجاست که کلمات رابطه عاشقانه و ایده‌آل و کلمه سراسر عشق و آرامش نامفهوم است و  تصویری در ذهن مخاطب ایجاد نمی‌کند.

 

می‌توانیم تیتر را بهبود دهیم و اینگونه بنویسیم:

 

چقدر دلت می‌خواهد با شخص دلخواهت وارد یک رابطه‌ی عاشقانه شوی و در کنارش از عشق واقعی لذت ببری؟

 

 

من سعی کردم با کلمه‌ی در کنارش، یک تصویر سازی کوچک ایجاد کنم.

 

تیتر خوب، تیتری است که می‌تواند با احساسات مخاطب بازی کند و حتی چندین روز ذهنش را درگیر کند.

 

این احساسات می‌توانند این موارد باشند؛

  • گاهی اوقات تزریق ترس
  • گاهی اوقات امید دادن
  • حس پیروزی و لذت بردن
  • و گاهی هم حس اضطراب و استرس هستند (مثل استرس هنگام عاشق شدن)

 

ادامه‌ی صفحه محصول:

 

آیا دوست دارید بدانید که چگونه می‌توان از یک رابطه پر تنش به یک رابطه عاشقانه رسید؟

آیا شخصی که سنی از او گذشته و یا فردیکه تا کنون رابطه ای خوب را تجربه نکرده، شانسی برای تجربه زندگی توأم با عشق و مودت دارد؟

آیا راهکار جامعی برای داشتن رابطه ای کامل تا پایان عمر وجود دارد؟

تعریف یک رابطه ایده آل یا ازواج موفق چیست و چگونه ایجاد می شود؟

چرا با اینکه یک رابطه تلخ و دردسر زا را با امید تجربه روابط عاشقانه تمام می کنیم، بازهم در رابطه ای با همان شرایط منفی قبلی گرفتار می شویم؟

 

استفاده از کلمه‌ی آیا در تیتر کمی متداول است اما نباید در زیر تیتر چندین بار از‌ آن استفاده کنیم.

 

چون این سبک صحبت کردن مخاطب را یاد تبلیغ‌های ماهوا‌ره‌ای می‌اندازد.

 

 

برای همین بهتر است آیا از ابتدای زیر تیترها حذف شود اما خود زیر تیترها خوب هستند.

 

ادامه‌ی صفحه محصول:

 

در دوره جامع عشق و مودت در روابط به شما خواهم گفت که چگونه روابط عالی که اکنون تجربه می‌کنم را، برای خودم ساختم و اینکه حتی از یک رابطه پر تنش و نا مناسب می‌توان به عشق و مودت در روابط دست یافت و خواهم گفت که سریع‌ترین راه برای تجربه روابط عاشقانه و توأم با آزادی از کجا شروع می‌شود…

 

احتمالا قرار بود اینجا از تکنیک داستان گویی استفاده شود.

 

اما در واقعیت هیچ داستانی از زندگی این شخص در این متن نمی‌بینیم. قبل اینکه این قسمت را بهبود دهیم می‌خواهم بگویم داستان گویی در تبلیغ‌ نویسی چه فایده‌هایی دارد.

 

  1. داستان چون یک خط محتوایی مشخص دارد، سریع‌تر وارد ذهن می‌شود
  2. مردم شنیدن داستا‌ن‌ها را دوست دارند
  3. مردم دوست دارند داستان‌هایی که برایشان جالب است را برای دیگران تعریف کنند
  4. مهم‌ترین چیز: داستان ما را از حالت فروشنده خارج می‌کند و مخاطب خیلی سریع به ما اعتماد می‌کند

 

آیا این‌ها کافی هستند تا همیشه از داستان استفاده کنی؟

 

بله! بعضی وقت‌ها داستان‌ها (مخصوصا از جنس احساسی و انگیزشی) می‌توانند کاری را انجام دهد که بهترین تکنیک‌های تبلیغ‌ نویسی در آن ناتوان هستند.

 

یکی از مشخصه‌های داستان تبلیغ نویسی شده این است که جزئیات زیادی دارد. برای همین صفحه محصول یک مثال می‌زنم:

 

تا همین 7 سال پیش زندگی من و همسرم به دلیل اختلافات خانوادگی همیشه در آشوب بود. مدام خانواده‌ها در زندگی‌مان دخالت می‌کردند، با همسرم زیاد و جر و بحث می‌کردم.

 

زندگی من هیچ نشانه‌ای از عشق نداشت. چون شنیده بودم عشق فقط برای افسانه‌هاست من هم باورم شده بود که عشق وجود خارجی ندارد. 

 

یک روز در حال قدم زدن در خیابان بودم که دو جوان عاشق را دیدم که دست‌هایشان را به یکدیگر حلقه زده بودند و با لبخند با هم حرف می‌زدند …

 

این داستان واقعی نبود. اما تو ناخودآگاه این داستان را در ذهنت ترسیم کردی و ادامه‌اش را حدس زدی!

 

این داستان ساختگی بود، اما داستان‌های واقعی چون جزئیات بیشتری دارند، می‌توانند خیلی بیشتر ذهن مخاطب را درگیر کنند.

 

جمع بندی:

  1. سعی کن از گرافیک به شکل اصولی استفاده کنی. تا تک‌تک قسمت‌های صفحه محصول خوانده شود
  2. اگر نمی‌خواهی از گرافیک استفاده کنی حتما از زیرتیتر و عکس لابه لای صفحه محصول استفاده کن
  3. استفاده از اعداد، بولت‌ها و هایلایت کمک شایانی به خوانایی متن می‌کند
  4. حتما از تکنیک داستان گویی استفاده کن. جزئیات بیشتر رنگ واقعیت بیشتری به داستانت می‌بخشد
  5. استفاده از همه‌ی این نکات در کنار هم می‌تواند نرخ تبدیل به شکل متحیر کننده‌ای افزایش دهد

 

این نقد و بررسی به پایان رسید. امیدوارم که از آن لذت برده باشی.

 

برای تکمیل مطالب این صفحه محصول پیشنهاد می‌کنم، این نقد و بررسی را هم نگاه کنی.

نقد و بررسی و بهبود صفحه محصول دوره فن بیان بهرام پور

برای یادگیری حرفه‌ای تبلیغ‌ نویسی بهتر است آن را روی عمل ببینیم و چه چیزی بهتر از اینکه یک نمونه واقعی را بی‌طرفانه نقد و بررسی کنیم و آن را بهبود دهیم؟

 

در این مقاله می‌خواهم دوره غیر حضوری فن بیان محمد پیام بهرام پور را نقد و بررسی ‌کنم.

 

به نظر من پیام واقعا در کار خودش یک متخصص واقعی است و من به آن ایمان دارم.

 

چه خوب میشد اگر متخصص‌ها می‌توانستد با دانش تبلیغ‌نویسی مهارتشان را به نمایش بگذارند و به نتایجی برسند که واقعا لایقش هستند.

 

خب بریم سراغ صفحه محصول

 

اشتباهات اولیه صفحه محصول:

 

 

 

نکته بسیار مهم: برای تبلیغ‌ نویسی محصولات گران‌تر مثل دوره‌های جامع، باید توجه بیشتری به تبلیغ نویسی توجه داشته باشی.

 

ریسک خرید برای محصولات ارزان پایین است. یک کتاب را خیلی خوب هم تبلیغ نویسی نکنی معمولا فروش خواهد داشت.

 

اما دوره‌های آنلاین ریزه‌کاری‌های بیشتری دارد.

 

اولین اشتباه این صفحه محصول این است که المان‌های بسیار زیادی در آن دیده می‌شود

 

هر چیز مزاحمی که باعث می‌شود توجه مخاطب از هدف اصلی دور شود، نرخ تبدیل را پایین می‌آورد.

 

لینک‌های اضافه هدر و فوتر … سایدبار … نمایش قیمت محصول در همان ابتدا و …

 

در صفحه محصول دوره‌های جامع تنها چیزی که باید توجه را جلب کند، تیتر صفحه محصول است.

 

حالا هر لینکی که توجه را از تیتر صفحه محصول منحرف کند، نرخ تبدیل به مراتب پایین‌تر می‌آید.

 

تیتر صفحه محصول

تیتر این صفحه محصول نسبتا خوب است اما ۲ ایراد دارد:

 

  1. بسیار از افرادی که در دوره‌های فن بیان شرکت می‌کنند، تمایلی به سخنرانی ندارند بلکه می‌خواهند در جمع خانواده و یا دوستان بهتر صحبت کنند (این تیتر چنین مخاطبی را هدف نمی‌گیرد)
  2. سایز تیتر صفحه محصول باید از تمامی زیر تیترها بزرگتر باشد. طوری که در نگاه اول این تیتر باید دیده شود.

 

برای مثال می‌توانیم تیتر را اینگونه بنویسیم:

چطور در جمعی مثل یک سخنران حرفه‌ای صحبت کنیم؟

 

حتی اگر خیلی خجالتی هستیم یا اینکه هیچ اعتماد به نفسی نداریم …

 

 

این تیتر علاوه بر سخنران‌ها، افرادی که مشکل صحبت در جمع را دارند هدف می‌گیرد.

 

اشتباهات قسمت دوم صفحه محصول:

 

قسمت احساس اضطراب و دلهره …

 

یکی از مواردی که سبب اعتمادسازی در کسب‌و کار می‌شود وجود یک نظم و قانون مشخص است، در صفحه محصول این اجازه را داریم حداکثر از ۲ رنگ و یک فونت برای کل صفحه محصول استفاده کنیم.

 

کافی است نگاهی به صفحه محصول‌های درجه یک خارجی نیم نگاهی کنی تا به حرفم برسی.

 

رنگ‌های بکار رفته در صفحه محصول‌های ایرانی دقیقا مثل عکس زیر هستند!

 

 

البته باز در این عکس یک هماهنگی دیده می‌شود. اما اگر از رنگ‌های زیاد استفاده کنیم، بجای اینکه توجه مخاطب را جلب کنیم، آن را به خودمان بی‌ اعتماد می‌کنیم.

 

دلیلش چیست؟

 

علت آن این است که در تبلیغ‌های ماهواره‌ای و چاپی، از انواع و اقسام رنگ‌های مختلف استفاده می‌شود.

 

رنگ‌های زیاد، دقیقا همین تبلیغ‌ها را برای مخاطب یادآوری می‌کند و ناخودآگاه به ما بی‌اعتماد می‌شود.

 

 

بنابراین: ما اجازه داریم فقط از ۲ رنگ مختلف برای صفحه محصول استفاده کنیم.

 

یک سوال: اگر دوره‌های مختلف داشته باشیم، در همه‌ی صفحه محصول‌ها باید از رنگ ثابت استفاده کنیم؟

خیر. تم رنگی هر صفحه محصول می‌تواند با بقیه متفاوت باشد اما در خود صفحه محصول باید از ۲ رنگ مشخص استفاده کنیم.

 

در صفحه محصولی که نقد و بررسی می‌کنیم، بهتر بود در کل صفحه محصول از یک فونت استفاده شود.

 

نکته دوم: بگذار درد را مثل راه رفتن روی شیشه‌های شکسته احساس کنند

 

برای صفحه محصول زیر تیتر خوبی انتخاب شده است:

 

وقتی مقابل یک جمع قرار می‌گیرید چه حسی دارید؟

احساس اضطراب و دلهره دارید یا …

 

بعد از این زیر تیتر بلافاصله در مورد نتایج استفاده از دوره صحبت شده است. اما زمانی که صفحه محصول را مشکل شروع می‌کنیم باید آن را دردناک‌تر نشان دهیم تا توجه بیشتری را جلب کنیم.

 

واضح‌تر بگویم:

  • وقتی نتوانیم اضطراب خود را کنترل کنیم چه اتفاقاتی می‌افتد؟
  • وقتی نتوانیم صحبت خود را خوب شروع کنیم، چقدر به اعتبار ما لطمه وارد می‌شود؟
  • وقتی کسی علارغم توانایی و تخصص بالا، نتواند خودش را خوب پرزنت کند، چه فرصت‌هایی را از دست می‌دهد؟

 

وقتی صحبت ما با مشکل شروع می‌شود، باید در مورد این سوالات هم صحبت کنیم. نه اینکه مستقیما بعد از آن محصول را معرفی کنیم!

 

پیدا کردن این مشکلات خیلی هم سخت نیست، کافیست با مخاطبینت بیشتر صحبت کنی تا مشکلاتشان را پیدا کنی.

 

مشکلاتی مثل از دست دادن فرصت‌های کاری

مشکلات عاطفی

بی‌توجهی از طرف دوستان

و …

 

این‌ها درد هستند، وقتی در مورد این‌ها صحبت کنیم، مخاطب می‌فهمد قصد ما فقط فروش محصول نیست، بلکه واقعا او را درک می‌کنیم و می‌خواهیم کمکش کنیم.

 

نکته سوم: سرفصل‌ها را طوری بنویس که بگویند همین الان محصول را می‌خواهم

 

شاید درک این جمله کمی سخت باشد، سرفصل‌های این محصول را ببین:

 

 

چطور می‌توانیم بگوییم یک سرفصل تبلیغ‌نویسی کرده‌ایم؟

 

پاسخ ساده است، اگر کل متن فقط همین یک سرفصل را داشته باشد، باز هم مخاطب برای خرید کردن باید ترغیب شود.

 

برای مثال سرفصل دقیقا می‌دانید که چگونه یک سخنرانی طراحی کنید؟ مورد خوبی است اما می‌توانیم آن را طوری بنویسیم که شخص نتیجه آن را در زندگی و یا کارش ببیند.

 

مورد اصلاح شده:

 

چطور متن سخنرانی را آماده کنیم طوری که حتی نفر آخر سالن، میخکوب صحبت‌هایمان شود و تا آخرین ثانیه به ما گوش دهد؟

یا

 

چطور متن سخنرانی را طراحی کنیم طوری که بعد از سخنرانی، فقط صدای تشویق حضار را بشنویم؟

 

نکته چهارم: نظرات مهم نیستند، حرف نزن و نشان بده

این اشتباه بسیار در صفحه محصول‌های ایرانی رایج است. معمولا از شخص یک نظر درباره‌ی می‌گیرند و چنین جواب‌هایی می‌دهد:

 

  • دوره‌ی خیلی خوب راضی بودم
  • آقای ایکس خیلی دلسوزانه تدریس می‌کردن و دوره خیلی عالی بود
  • به بقیه پیشنهادش می‌کنم
  • دوره‌ی خوبی بود … امیدوارم این دوره کمکم زودتر به خواستم برسم!

 

این نوع نظرات هیچ ارزشی ندارند

 

راضی بودن شخص، معیاری بر خوب بودن یک دوره آموزشی نیست!

 

یک مثال می‌زنم:

 

من در یک دوره فروش شرکت می‌کنم و از مطالب آن کاملا راضی هستم، اما وقتی نتوانم فروشم را بیشتر کنم، رضایت من چه کمکی به مخاطب فعلی می‌کند؟

 

تنها چیزی که اهمیت دارد فقط نتایج هستند.

 

 

حالا تصور کن من یک دوره فروش شرکت می‌کنم و این بار فروشم ۵ برابر بیشتر می‌شود. حالا نظر این شخص ارزش دارد. مخاطب با خودش فکر می‌کند چون شخص به این نتیجه رسیده، پس من هم می‌توانم!

 

به هر حال همیشه می‌گویم: بودن این نظرات، بهتر از نبودنشان است

 

اشتباه سوم: گارانتی‌ منسوخ شده

 

 

خیلی از موارد این صفحه محصول را نادیده گرفتم تا به موارد اصلی‌تر بپردازم. وگرنه می‌توانیم ساعت‌ها درباره‌ی ایرادات این صفحه محصول صحبت کنیم.

 

صادقانه به من بگو، چند بار این گارانتی را با همین مدل و دسخط در صفحه‌محصول‌های مدرس‌های مختلف دیده‌ای؟

 

احتمالا زیاد

 

نکته جالب آن این است که بعضی از مدرس‌های فن بیان دیگر دقیقا همین الگو را کپی می‌کنند. تصور می‌کنند اگر این راهکار برای این شخص نتیجه بخش بوده پس برای من هم همینطور خواهد بود.

 

 با این کار ضعیف بودنمان را اثبات می‌کنیم

 

 

واقعیت این است که مردم به نسبت قبل خیلی باهوش‌تر شدند، دیگر ترفند‌های قدیمی جوابگو نیست، مردم خیلی راحت‌تر از قبل می‌فهمند که راست می‌گوید و کی می‌خواهد گولشان بزند.

 

با این کار ضعیف بودنمان را اثبات می‌کنیم. چون بلد نیستیم با تکنیک‌های تبلیغ‌نویسی گارانتی بدهیم، کپی می‌کنیم!

 

مردم می‌دانند کی از کی کپی کرده است. مردم به سادگی می‌توانند نسخه اصلی را حدس بزنند.

 

پس بجای اینکه صفحه‌محصول‌های دیگران را کپی کنی، طوری گارانتی بده که رقبا تعجب کنند.

 

برای مثال می‌توانیم اینطوری گارانتی بدهیم:

 

این دوره تا ۹۰ روز آینده برای تو رایگان است، اگر از مطالب این دوره استفاده کردی و نتیجه نگرفتی ما ۲ برابر پولت را به تو بر‌ می‌گردانیم.

آیا سو استفاده نمی‌کنند؟

 

 

مطمئن باش کسی که قصد خرید چیزی را ندارد حتی اگر به او گارانتی بدهیم، باز هم تمایلی برای خرید محصول نخواهد داشت.

 

از طرفی فقط کسی می‌تواند از این گارانتی استفاده کند که تمرینات را انجام داده باشد، برای همین می‌توانیم یک گروه تلگرامی برای اعضا تشکیل بدهیم تا کاملا بتوانیم تشخیص دهیم.

 

در واقع این گارانتی به مخاطب اثبات می‌کند که این دوره نتیجه بخش است. چون غیر ممکن است که مخاطب از این دوره استفاده کند و نتیجه نگیرد.

 

می‌خواهی حرفه‌ای‌تر شوی؟

 

 

در کتاب رازهای ناگفته محصولات آموزشی در مورد مواردی صحبت کردم که موفقیت یک محصول آموزشی را تعیین می‌کند.  رازهایی که خیلی از مدرس‌ها از آن بی‌اطلاع هستند.

 

پیشنهاد می‌کنم حتما این کتاب را مطالعه کنی، آن‌جا کمی بیشتر در مورد تبلیغ‌نویسی صحبت می‌کنم.

 

بهترین‌ها را برایت آرزو دارم