نقد و بررسی و بهبود صفحه محصول دوره عشق و مودت حسین عباسمنش

در این نقد و بررسی می‌خواهم یکی از دوره‌های سید حسین عباسمنش را نقد و بررسی کنم.
اگر تا انتهای متن با من همراه باشی به تو قول می‌دهم نکاتی جالبی را می‌بینی که کمتر جایی در مورد آن صحبت می‌شود.

 

چیزی که الان می‌خواهم بگویم یکی از نکات پیشرفته علم UX writing  است. من یک اسکرین شات از صفحه محصول به‌صورت دورنما (Ultra Zoomout) قرار داده‌ام:

 

 

اینجاست که علم شیرین تبلیغ نویسی با تجربه کاربری ترکیب می‌شود. خوب به این تصویر نگاه کن. از فاصله دور چه چیزی توجهت را جلب می‌کند؟

 

هیچی، درسته؟

 

صفحه محصول حتی از دور باید جذاب به‌نظر برسد و مخاطب را کنجکاو کند

 

در صفحه محصولی که نقد و بررسی می‌کنیم (که اکثر 99٪ صفحه محصول‌های ایرانی هم همینطور است) متن‌های پشت سر هم آمده است.

 

هیچ زیرتیتری در آن دیده نمی‌شود. از هیچ گرافیکی استفاده نشده تا چشم را درگیر خودش کند.

 

این صفحه را با دقت نگاه کن

 

این لندینگ پیج کتاب رایگانی است که به تازگی منتشر کرده‌ام. اگر خوب دقت کنی از فاصله دور ۳ نقطه به ترتیب دیده می‌شوند.

 

شاید با خودت بگویی چه فایده‌ای دارد که از فاصله دور توجه را جلب کنیم؟ چه کسی صفحه محصول را اینطوری می‌خواند؟

 

احتمالا با خودت می‌گویی من دیوانه هستم مگر نه؟

 

اما نکته اینجاست: وقتی کسی برای اولین بار وارد یک صفحه محصول می‌شود از خط اول شروع به خواندن نمی‌کند و همه‌ی آن را خط به خط نمی‌خواند.

 

مخاطب اول از همه کل صفحه محصول را تا انتها اسکرول می‌کند تا بفهمد آیا این صفحه ارزش خواندن دارد یا خیر؟ (در واقع صفحه را اسکن می‌کند)

 

وقتی کل صفحه محصول متن‌های پشت سر هم باشد، قاعدتا نکات اصلی صفحه محصول هم خوانده نمی‌شود.

 

برای همین باید تلاش کنیم: زمانی که مخاطب در حال اسکرول کردن است، بارها و بارها توجهش را جلب کنیم تا در قدم اول خواندن کامل صفحه محصول قطعی شود.

 

باید با حساسیت این مورد را در صفحه محصول پیاده کنیم چون این اسکن بسیار سریع انجام می‌شود.

 

خب حالا چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

 

  • استفاده از باکس‌های رنگی (مثل اسکرین شاتی که یک باکس مشکی داشت)
  • استفاده از عکس و ویدیو
  • هایلایت کردن قسمت‌های مهمی که می‌خواهیم حتما خوانده شود، مثل همین‌جا
  • استفاده از بولت‌ها مثل همینجا، چون بولت‌ها نسبت به جملات معمولی راحت‌تر خوانده می‌شوند

 

و استفاده از زیر تیترها، برای ساده‌تر کردن متن، درست مثل اینجا

 

وقتی از این موارد در صفحه محصول استفاده کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که صفحه محصولمان حتما خوانده می‌شود.

 

برای همین من برای هر پروژه‌ام از یک پالت رنگی اختصاصی متناسب با آن برند و محصول استفاده می‌کنم.

 

تیتر صفحه محصول:

 

آیا دوست دارید با فرد دلخواهتان روابط عاشقانه و ایده آلی را آغاز و در رابطه‌ای سراسر عشق و آرامش زندگی کنید؟

 

تکنیک سوال، یکی از روش‌های جذاب و متداول نوشتن تیتر است چون می‌تواند شرایط را کاملا برای مخاطب تصویر سازی کند.

 

استفاده از کلمه فرد دلخواهتان به این تیتر قدرت می‌دهد چون این فرد دلخواه برای هر کسی فرق می‌کند و شخص می‌تواند شخص مد نظرش را در ذهنش تصور کند.

 

اما ضعف این تیتر اینجاست که کلمات رابطه عاشقانه و ایده‌آل و کلمه سراسر عشق و آرامش نامفهوم است و  تصویری در ذهن مخاطب ایجاد نمی‌کند.

 

می‌توانیم تیتر را بهبود دهیم و اینگونه بنویسیم:

 

چقدر دلت می‌خواهد با شخص دلخواهت وارد یک رابطه‌ی عاشقانه شوی و در کنارش از عشق واقعی لذت ببری؟

 

 

من سعی کردم با کلمه‌ی در کنارش، یک تصویر سازی کوچک ایجاد کنم.

 

تیتر خوب، تیتری است که می‌تواند با احساسات مخاطب بازی کند و حتی چندین روز ذهنش را درگیر کند.

 

این احساسات می‌توانند این موارد باشند؛

  • گاهی اوقات تزریق ترس
  • گاهی اوقات امید دادن
  • حس پیروزی و لذت بردن
  • و گاهی هم حس اضطراب و استرس هستند (مثل استرس هنگام عاشق شدن)

 

ادامه‌ی صفحه محصول:

 

آیا دوست دارید بدانید که چگونه می‌توان از یک رابطه پر تنش به یک رابطه عاشقانه رسید؟

آیا شخصی که سنی از او گذشته و یا فردیکه تا کنون رابطه ای خوب را تجربه نکرده، شانسی برای تجربه زندگی توأم با عشق و مودت دارد؟

آیا راهکار جامعی برای داشتن رابطه ای کامل تا پایان عمر وجود دارد؟

تعریف یک رابطه ایده آل یا ازواج موفق چیست و چگونه ایجاد می شود؟

چرا با اینکه یک رابطه تلخ و دردسر زا را با امید تجربه روابط عاشقانه تمام می کنیم، بازهم در رابطه ای با همان شرایط منفی قبلی گرفتار می شویم؟

 

استفاده از کلمه‌ی آیا در تیتر کمی متداول است اما نباید در زیر تیتر چندین بار از‌ آن استفاده کنیم.

 

چون این سبک صحبت کردن مخاطب را یاد تبلیغ‌های ماهوا‌ره‌ای می‌اندازد.

 

 

برای همین بهتر است آیا از ابتدای زیر تیترها حذف شود اما خود زیر تیترها خوب هستند.

 

ادامه‌ی صفحه محصول:

 

در دوره جامع عشق و مودت در روابط به شما خواهم گفت که چگونه روابط عالی که اکنون تجربه می‌کنم را، برای خودم ساختم و اینکه حتی از یک رابطه پر تنش و نا مناسب می‌توان به عشق و مودت در روابط دست یافت و خواهم گفت که سریع‌ترین راه برای تجربه روابط عاشقانه و توأم با آزادی از کجا شروع می‌شود…

 

احتمالا قرار بود اینجا از تکنیک داستان گویی استفاده شود.

 

اما در واقعیت هیچ داستانی از زندگی این شخص در این متن نمی‌بینیم. قبل اینکه این قسمت را بهبود دهیم می‌خواهم بگویم داستان گویی در تبلیغ‌ نویسی چه فایده‌هایی دارد.

 

  1. داستان چون یک خط محتوایی مشخص دارد، سریع‌تر وارد ذهن می‌شود
  2. مردم شنیدن داستا‌ن‌ها را دوست دارند
  3. مردم دوست دارند داستان‌هایی که برایشان جالب است را برای دیگران تعریف کنند
  4. مهم‌ترین چیز: داستان ما را از حالت فروشنده خارج می‌کند و مخاطب خیلی سریع به ما اعتماد می‌کند

 

آیا این‌ها کافی هستند تا همیشه از داستان استفاده کنی؟

 

بله! بعضی وقت‌ها داستان‌ها (مخصوصا از جنس احساسی و انگیزشی) می‌توانند کاری را انجام دهد که بهترین تکنیک‌های تبلیغ‌ نویسی در آن ناتوان هستند.

 

یکی از مشخصه‌های داستان تبلیغ نویسی شده این است که جزئیات زیادی دارد. برای همین صفحه محصول یک مثال می‌زنم:

 

تا همین 7 سال پیش زندگی من و همسرم به دلیل اختلافات خانوادگی همیشه در آشوب بود. مدام خانواده‌ها در زندگی‌مان دخالت می‌کردند، با همسرم زیاد و جر و بحث می‌کردم.

 

زندگی من هیچ نشانه‌ای از عشق نداشت. چون شنیده بودم عشق فقط برای افسانه‌هاست من هم باورم شده بود که عشق وجود خارجی ندارد. 

 

یک روز در حال قدم زدن در خیابان بودم که دو جوان عاشق را دیدم که دست‌هایشان را به یکدیگر حلقه زده بودند و با لبخند با هم حرف می‌زدند …

 

این داستان واقعی نبود. اما تو ناخودآگاه این داستان را در ذهنت ترسیم کردی و ادامه‌اش را حدس زدی!

 

این داستان ساختگی بود، اما داستان‌های واقعی چون جزئیات بیشتری دارند، می‌توانند خیلی بیشتر ذهن مخاطب را درگیر کنند.

 

جمع بندی:

  1. سعی کن از گرافیک به شکل اصولی استفاده کنی. تا تک‌تک قسمت‌های صفحه محصول خوانده شود
  2. اگر نمی‌خواهی از گرافیک استفاده کنی حتما از زیرتیتر و عکس لابه لای صفحه محصول استفاده کن
  3. استفاده از اعداد، بولت‌ها و هایلایت کمک شایانی به خوانایی متن می‌کند
  4. حتما از تکنیک داستان گویی استفاده کن. جزئیات بیشتر رنگ واقعیت بیشتری به داستانت می‌بخشد
  5. استفاده از همه‌ی این نکات در کنار هم می‌تواند نرخ تبدیل به شکل متحیر کننده‌ای افزایش دهد

 

این نقد و بررسی به پایان رسید. امیدوارم که از آن لذت برده باشی.

 

برای تکمیل مطالب این صفحه محصول پیشنهاد می‌کنم، این نقد و بررسی را هم نگاه کنی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *